السيد جعفر السجادي
194
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
جهت آنكه موجب حدوث خفت در مافيهالحرارة مىشود . او قول كسانى كه گفتهاند اطلاق حرارت بر حرارت آتش و حرارت فايضه از كواكب و حرارت غريزى و حرارت حادث از حركت به يك معنى است مردود دانسته و گويد اين اطلاق فقط از باب اشتراك در لفظ است . او گويد حرارت غريزى بر موجودات حيّه و انسان فايض از عالم نفوس است و موجب تلطيف و تصعيد است و مبدأ روح بخارى است كه متصاعد از قلب است . « 1 » حركات طبيعى - حركات طبيعيه ( صادر از طبيعت فاقد قصد و اراده ) ، مانند حركات اراديهء اختياريه صادر از حيوانند در اين جهت كه براى آنها نيز مبادى و عللى است تحت نظم و ترتيب معينى كه بعضى از آنها از عالم عقل و مبدأ نخستين تأثير و بعضى از عالم نفس و مركز تدبير و پستترين آنها از عالم طبيعت كه پذيرنده قدرت و تسخير است مىباشند و در عين حال ، كليهء علل و مبادى و آثار صادر از آنها همگى در حقيقت تحت امر و فرمان و قضا و قدر الهى و عنايات و تدابير حكيمانه اويند ( و آيهء شريفهء « وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ » ( و نمىخواهيد مگر آنچه خدا بخواهد - سورهء انسان ، آيهء 30 ) و آيهء « وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » ( و تو تير را نينداختى بلكه خداوند انداخت - سورهء انفال ، آيهء 17 ) و آيات ديگرى از قرآن كريم شاهد و گواه بر اين مدعاست . زيرا عالم امر و خلق سرتاسر در تحت امر و فرمان و ارادهء نافذ او است ولى در عين حال نيرو و قدرتى در بسيارى از موجودات آفريده كه مىتوانند مراتب امر و فرمان الهى را با ميل و اختيار و ارادهء خاص خود انجام دهند ) و حقيقت اين مسأله از خلال گفتارهاى سابق ما مكشوف گرديد . ولى فرق ما بين تحريكات حيوان و غير حيوان اين است كه در نهاد حيوان ارادهاى است كه بر حسب دواعى و خواستهها و قواى گوناگون او داراى شعب مختلفى است به علت تركيب ذات و ماهيت او از عناصر متضادى ( كه هر يك در حد ذات خويش اقتضا و تأثير خاصى دارند ) . ولى ارادهء موجودات طبيعى ديگرى غير حيوان به علت بساطت ذات و ماهيت آنها همواره بر نظام واحد غير متغيرى استوار است و همچنين نباتات هر چند مركب از عناصر متضاد و داراى قواى متعددند ولى براى كليهء قواى متعدد آنها راه و روش واحدى است ( كه همواره با كليهء قواى متعدد خود همان راه را كه عبارت است از رشد ساقها و بسط و توسعهء برگ و شاخها و دادن ثمره و نتيجهء خود ، مىپيمايد ) و بنابر اين نياز زيادى به اسباب و وسايطى خارج از ذات خويش و يا انگيزههاى گوناگونى زايد بر قصد و ارادهء اوليهء خود ندارند . « 2 » الحركات الطبيعية كالحركات الاختيارية فى ان لها مباد مترتبة ، بعضها من عالم العقل و التأثير ، و بعضها من عالم النفس و التدبير ، و ادناها من عالم الطبيعة و التسخير ، و الكل بقضاء اللَّه و التقدير ، و الفارق بين تحريكات الحيوان و بين غيرها : ان فى الحيوان ارادة متفننة حسب دواع و قوى مختلفة ، لتركبه من الاخلاط و العناصر
--> ( 1 ) اسفار ، ج 4 ، صص 67 ، 70 . ( 2 ) شواهد ، صص 164 - 166 .